خرید بک لینک
واژه های بارانیواژه های بارانیدگردیسیایستگاه آخر!حفره!داستان کوتاه: فروشنده (salesman)روح الله...شاه رفت... http://vajegan.blog.ir/ زیر باران باید رفت... fa http://blog.ir/ //bayanbox.ir/view/5228881045442474203/15-1-1.jpg http://vajegan.blog.ir/ Thu, 06 Jul 2017 08:16:44 +0430 http://vajegan.blog.i

برچسب: نویسنده: رها زمانی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 4:04

خوابم نمی بُرد مادر بزرگ گفت گوسفندها را بشمار و بخواب (مثل قصه های قدیمی) یک.. دو.. سه... خوابم نمی بَرَد از صدای زوزه ی گرگها مادر بزرگ نمی داند گوسفندها گرگ شده اند! خوابشان برده است همه ی گوسفندهای شهر ؛ _ چه شهروندان سر به زیری!_ - چه چوپان مهربانی! - (هنوز چند قرص خواب در مشت های چوپان است

برچسب: نویسنده: رها زمانی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 6:17

صفحه بندی